السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
75
تفسير الميزان ( فارسي )
خود گفتيم چطور است خود را به رسول خدا ( ص ) عرضه نموده اگر توبه اى براى ما باشد كه در مدينه مىمانيم ، و اگر نبود به جنگ برمىگرديم ، قبل از اذان صبح در انتظار آمدن آن حضرت نشستيم ، وقتى از منزل خارج شد شرفياب حضورش شده و عرض كرديم ما فراريان هستيم . . . بعضى از علماء براى سر و صورت دادن به اين حديث آيه را طورى تاويل كردهاند كه با تاويل خود نه معنايى براى تهديد و وعيد آيه باقى گذارده ، و نه حكمى براى قواعد لغوى . ترمذى هم در باره اين حديث گفته : روايت حسنى است كه از مختصات يزيد بن ابى زياد است و ابن ابى زياد مورد اختلاف است ، و بيشتر علماى حديث آن را تضعيف كردهاند و ابن حبان در باره وى گفته است : وى مردى راستگو بود ، جز اينكه در ايام پيريش دچار ضعف در حافظه شد ، و وضعش تغيير يافت ، بطورى كه حرفهاى غير قابل قبولى را به عنوان روايت نقل مىكرد ، بنا بر اين راويانى كه از وى روايتى را قبل از تغير حالش از او شنيدهاند شنيدنشان صحيح و روايتشان قابل اعتماد است . و خلاصه كلام اينكه ، اين حديث در مساله مورد بحث هيچ وزنى و اعتبارى ندارد نه از جهت متن و نه از جهت سند ، و در معناى آن اثرى از عمر رسيده كه وضعش از آن پستتر است ، و در اين مساله نمىتوان بدان استناد نمود « 1 » . مؤلف : اينكه در اول كلامش گفت وجوه و قرائنى دلالت دارد بر اينكه حكم حرمت فرار از جنگ مخصوص به جنگ بدر بوده صحيح نيست ، زيرا يكى از آن قرائن اين بود كه جنگ بدر اولين جنگ اسلام بوده ، و قرينه ديگر اين بود كه رسول خدا ( ص ) در آن جنگ حاضر بوده ، و اين قرائن و امثال آن بر حسب حقيقت ملاك مشترك ميان جنگ بدر و جنگ احد ، خندق ، خيبر و حنين است ، زيرا همه اين جنگها در ايامى واقع شده كه اسلام احتياج شديدى به مردان جنگى ثابت قدم داشته و پيغمبر اكرم هم در همه اين جنگها حاضر بوده ، و خداوند در همه آنها مسلمين را وعده نصرت داده است و در برخى از آنها ملائكه را براى تاييد ايشان و ايجاد رعب در دلهاى دشمنان نازل كرد . و اينكه گفت : در باره فرار مسلمانان در روز احد و روز حنين آيات جداگانه اى نازل شده جوابش اين است كه اين معنا دلالت ندارد بر اينكه وعيد در آيه مورد بحث شامل فراريان در آن جنگها نيست ، چه مانعى دارد كه اين آيه هم شامل ايشان بشود ، با اينكه آيه مطلق است ، و
--> ( 1 ) تفسير المنار ج 9 ص 618